Luinil

Blue Star

Luinil

Blue Star

there is difference between giving up and knowing when you have had enough

دوشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۴، ۰۲:۲۹ ب.ظ


تاپ!!! حس خوبی میده.. بوشم خوبه.. آدم نمیدونه که..

تو میدونستی؟

نه.. چرا؟


فکر.. 

موهات ریخته

ولی واقعا چرا..  ینی کِی میتونی بفهمی، یا مثلن سعی کنی..


میشه بدوییم؟

کجا؟

بریم.. خسته شدم..


هلیا! لعنتیه مسخره.. 

" در باز می شود و بوی ورق، بوی بیگانه، در اتاق می پیچد. "


" اون کتابی که خیلی دوسش داشت اسمش چی بود؟

کدوم؟

همون ک جلدش قرمز بود.

آها.. اسمش.. اسمش..

و هرگز ب یاد نیاورد.. و من هنوز به یاد دارم که نام آن کتاب چی بود.. نامش.. نامش.. خب! فراموش کرده ام! هلیا.."


نفس.. لعنتی.. پیرمردم مرده.. 


ببین چشماشو.. 

مسخره س

اوهوم..

همه چی مسخره س اصن..


خوب نشد

دوسش دارم.. مثه اسمه منه


دلم تنگ شده

بیزیم


فراموش.. فرا.. موش.. من تو را.. فر.. من تو را.. آغوش؟ 

سنگینه.. بالا نمیاد


بزن تو گوشش

حالش خوبه

بزن

.. خوااااابم


چرا؟ 

برای بقیه هم؟

نمیدونم ( واقعا؟ )


سرطان.. سر..تان.. " مرگ لب(_َش ) را بوسید..


بیا بدوییم دیگه.. هی.. کجا(ـیی).. می گم.. (تو) کجا(ـِِیی)؟

بیا مشغوله مردن(ـمان) باش(ـیم)


لعنتی.. چرا نمی فهمی..

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۰۹
pejvak

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی