Luinil

Blue Star

Luinil

Blue Star

۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

روز هایی هستند که بعد از یک خواب طولانی بیدار می شوی و یک زندگی کامل را تجربه میکنی. بیدار می شوی و حس میکنی شاید حداقل همین امروز همه چیز کامل باشد، میروی و می آیی و لبخند گشادت را تحویل دنیا میدهی و میگذاری و خوشحالی تا عمیق ترین بخش های ذهنت نفوذ کند و... دوباره از خواب میپری. خواب در خواب!  و بعد واقعا بیدار می شوی و سکوت خانه در گوشت زنگ می زند.


روزهای خاکستری و بیداری های پیاپی و موسیقی که مدام در گوشت تکرار میشود و به خودت که میرسی نشسته ای روی یک صندلی و ذل زده ای به دیوار مقابلت. مثل تمام روزهایی که پشت سر گذاشتی و حالا انگار مجبور شده ای چشم های لعننتی ات را باز کنی و ببینی که ستاره های آبی همه مرده اند و خوابت هرچند دردناک، اما بهتر از این همه خاکستری بود.


حس سنگین غریبه بودن و دلتنگی را در هم می آمیزی و فکر میکنی همه چیز تمام میشود. میگذاری کسالت بیاید بنشیند گوشه ی ذهنت و هی حرف حرف حرف.. با خودت حرف میزنی.. که شاید یک روح تنها آنجا ایستاده و نگاهت میکند.. که شاید تو مرده ای و اینجا هیچکس نیست.. که شاید کسی.. 

تصویرت را باد می برد..




:)


۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۴ ، ۲۰:۵۶
pejvak

 

 
just play it! :)
 
 

 

 

 

۱۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۴ ، ۰۱:۵۳
pejvak