Luinil

Blue Star

Luinil

Blue Star

I think he's never coming back

دوشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۵، ۰۷:۱۰ ق.ظ


بیدار که شدم خدا نشسته بود پشت میزم و به من نگاه میکرد. قوز کمرش بیشتر از همیشه به نظر مى رسید و زیر چشمانش گود افتاده بود. براى لحظه اى کوتاه به نظر رسید که مى خواهد چیزى بگوید. 

منتظر ماندم بلکه حرفى بزند، بلکه گلایه اى کند. 

در صورت رنگ پریده اش هیچ چیز نمى دیدم و تنها سکوت بود که میان ما جریان داشت. آخرش هم آه عمیقى کشید و از جایش بلند شد. مى توانستم صداى ناله ى استخوان هایش را بشنوم.


آهسته از اتاقم بیرون رفت،

و دیگر هیچوقت برنگشت.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۱۹
pejvak

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی